در میان ردیفهای درختان گلابی، آدمهایی مشغول کارند که بخش مهمی از زندگیشان به همین روزهای سخت و فصلی گره خورده است. زنان و نوجوانان افغانستانی، ساعتهای طولانی در باغ کار میکنند؛ کاری سخت و فیزیکی که به نیروی زیادی نیاز دارد و به دلیل شرایط و ماهیت آن، همیشه با استقبال نیروی کار ایرانی روبهرو نیست.
برای این خانوادهها اما، این کار فقط یک شغل نیست؛ فرصتی است برای تأمین بخشی از هزینههای زندگی و ادامه دادن روزهایی که آسان نمیگذرد. در میان درختان، مادر و فرزند در کنار هم کار میکنند و هرکدام سهمی از مسئولیت زندگی را بر دوش دارند. شاید کار آنها ساده به نظر برسد، اما پشت همین ساعتهای طولانی، تلاش خانوادهای برای مدیریت زندگی و عبور از دشواریهای آن جریان دارد.
زندگی همیشه با فرصتهای بزرگ پیش نمیرود؛ گاهی باید از همان فرصتهای کوچک و سختی که در دسترس است استفاده کرد. برای این خانوادهها، کار در باغ یکی از همین فرصتهاست؛ فرصتی که با تلاش و همراهی اعضای خانواده، به درآمدی برای گذران زندگی تبدیل میشود. آنها در کنار یکدیگر کار میکنند، خستگی را تحمل میکنند و تلاش دارند با آنچه در اختیار دارند، زندگی را پیش ببرند و امید به فردا را حفظ کنند.