زابل%20،%20شهر%20سوخته
حیدر رضایی

زابل ، شهر سوخته


زابل شهر کوچکی است، اما مشکلات بزرگی دارد.جایی که بیکاری و فقر دارد، وهر جا بیکاری و فقر هست، فسادهم هست.زابل نگرانی دیگری هم دارد. نگران کودکانی که غذای خوب ندارند، بهداشت ندارند، تفریح و رفاه ندارند و جز بازی با تل ماسه‌ها که همیشگی است؛ چاره دیگری برای انتخا ب زندگی بهتر پیش روی خود نمی‌بینند.زابل نگران نوجوانانش هم هست. نگران نوجوانانی که دبیرستان نمی‌روند و کسی از آنها نمی‌خواهد عضو کتابخانه شود چراکه کتابخانه‌ای هم نیست تاعضوی بخواهد. و از این که به مدرسه نمی‌روند ناراحت نیستند، چون می‌دانند اگر درس بخوانند باید از زابل بروند؛وقتی زابل فقط یک کتابفروشی دارد که کتاب‌های سفارشی اساتید دانشگاه را می‌آورد و به دانشجویان می‌فروشد و از دو طرف سودی اندک می‌گیرد.یا این که دانشجویان دانشگاهش هم فقط مدرک می‌گیرند و کاری برای آنها در شهرشان پیدا نمی‌شود و...انگار وقتی فقر باشد بقیه مشکلات هم پی در پی می‌آید.


زباله%20های%20گریزناپذیر
سعید گلی

زباله های گریزناپذیر


سایت شماره دو مدیریت پسماند مشهد 494 هکتار مساحت دارد. درحال‌حاضر 90 هکتار از این مساحت به خاک‌‌چال‌ها یا لندفیل‌ها (محل‌های دفن زباله) اختصاص یافته است. روزانه 2200 تُن زباله عادی در مشهد تولید می‌شود که از این‌مقدار 600 تا 700 تن را به کارخانه پسماند منتقل و از آن‌ در صنایع تبدیلی استفاده می‌کنند. باقی‌مانده این زباله‌های عادی، یعنی چیزی درحدود 1600 تن، را به این مکان می‌آورند و آن‌ها را در خاک‌چال‌ها و ترانشه‌ها (فرورفتگی‌هایی که عمقشان از پهنایشان بیشتر و پهنایشان از درازایشان کمتر است) دفن می‌کنند. انباشت این زباله‌ها منظره بسیار ناخوشایندی ایجاد می‌کند؛ ضمنا باید توجه داشت که بسیاری از این زباله‌ها، لااقل تا سال‌های بسیار، کاملا نابود نمی‌شوند. در دنیای امروز تولید زباله هرروز بیشتر از دیروز می‌شود و گویا از آن گریزی نیست، اما با روش‌هایی مثل تفکیک از مبدأ می‌توان از میزان آن کاست و نیز آلودگی‌های ناشی‌از آن را به حداقل رساند...



بحران%20زباله%20پراکنی%20در%20روز%20طبیعت
بهروز خسروی

بحران زباله پراکنی در روز طبیعت


فقط کافی است در وقت سفر و تعطیلات نوروزی نگاهی به دور و بر خودمان بیندازیم. تقریباً هیچ محیط طبیعی اعم از جنگل و کوه و رودخانه و ساحل و دریا و بیابان را نمی‌توانید بیابید که ردپایی از انسان و زباله در آن نباشد. بار سفر که می‌بندیم، تا بن دندان خودروی شخصی‌مان را مملو از انواع آذوقه می‌کنیم به طوری‌که گاه چندین برابر نیاز غذایی‌مان را با خود می‌بریم و مصرف می‌کنیم و دست آخر نیز پسماندهایش را به گوشه و کنار پرتاب می‌کنیم. شدت پراکنده‌سازی انواع زباله بویژه پسماندهای پلاستیکی و.... در طبیعت ایران به حدی است که حتی جهانگردان و طبیعت گردانی که به کشورمان می‌آیند نخستین چیزی که به زبان می‌آورند این است: «ایران خیلی زیباست اما چرا این همه زباله در طبیعت شما ریخته می‌شود، هر کجا می‌رویم مملو از زباله است؟!» انگار به ما یاد نداده‌اند که طبیعت زباله‌دانی نیست، انگار نمی‌بینیم که دیگر هیچ تفرجگاهی باقی نمانده که مصون از زباله باشد و بتواند در آینده فرزندان ما را میزبانی کند، گاهی زمین و ساحل را که می‌کنیم تا عمق نیم تا یک متری به زباله می‌رسیم،