در حال بارگزاری
لطفا شکیبا باشید...
آرش صحرانورد
روایت%20«مردم»%20که%20با%20کمترین%20امکانات،%20بیشترین%20ارادت%20را%20آوردند
آرش صحرانورد

روایت «مردم» که با کمترین امکانات، بیشترین ارادت را آوردند


وقتی آفتاب کمی از شدت افتاد، از حسینیه بیرون زدم. گرما به صورتم کوبید. خیابان‌ حال‌وهوای اربعین داشت.بچه‌ها آفتاب‌سوخته بودند.زیراندازها روی سنگ‌های داغ پهن شده بود. زنی زیر نقاشی فرشته‌ها خوابیده بود. کمی آن‌طرف‌تر، سایه‌ی درختی پناه مردی شده بود. کودکی گریه می‌کرد و مادری از گرما و خستگی کلافه بود. ایستگاه‌های صلواتی شلوغ بودند و صف‌ها طولانی.من برای عکاسی از مراسم تشییع رهبر شهید به مشهد آمده بودم. طبیعی بود که به دنبال قاب‌های بزرگ باشم؛ شکوه جمعیت، تابوت، اشک‌ و وداع. اما همان‌جا مکث کردم.


وداع%20مردم%20و%20تشییع%20پیکر%20رهبر%20شهید%20انقلاب
آرش صحرانورد

وداع مردم و تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب


وداع مردم در مصلی تهران و تشییع پیکر حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای رهبر شهید انقلاب با حضور گسترده مردم تهران و دیگر استانها در خیابان آزادی برگزار شد.


سختیِ%20کار%20و%20کیف%20پول%20مجازی
آرش صحرانورد

سختیِ کار و کیف پول مجازی


قبل سوار شدن به «کشتی»، عضو شدم و چند سکه گرفتم. در مسیر، بحثِ «همستر» داغ بود، کانال‌های «ایتا» هشدار می‌دادند تا دوباره سرِ مردم کلاه نرود. «سودِاصلی، برای مدیران است. شما عامل درآمد هنگفتِ عده‌ی کمی هستید»، این خلاصه پیام‌ها بود.


گاوهای%20شهرنشین
آرش صحرانورد

گاوهای شهرنشین


غروب شده بود، کم‌کم چراغ‌های خیابان داشت روشن می‌شد، مرد خودش را به زور در اتوبوسی که به ایستگاه رسید جا داد، یک دستش به کیف بود و دست دیگر را کشید و دستگیره‌ای که تبلیغ سس گوجه داشت را گرفت. اتوبوس راه افتاده بود و مرد به کمک دستگیره خودش را نگه داشت تا نیوفتد. نگران بود مبادا هندزفری سیم‌دار سفیدی که در گوشش لق می‌زد بیوفتد. آهنگ بعدی شروع شد... با لهجه‌ای که برای این شهر غریب بود اما برای او یادآور بوی چمن و کاه‌گِل و خانه بود. پشت چراغ قرمز، زیر فشار جمعیت، نگاهش به عکس گاو روی تابلو افتاد، «قصابی برکت». چشمانش برق زد، نفس عمیقی کشید، دستگیره اتوبوس را فشار داد و در دل گفت: گاو...


فـیـلـم و عـکـس خـبـری، مـسـتـنـد نـورفـتـو

صفحه اول عکسخبریمستندفیلمخبریمستندرویدادها ارسال عکس و فیلم جستجو
ارتباط با ما
story noorphoto